الشيخ رسول جعفريان
1268
رسائل حجابيه (فارسى)
اجتماعى محروم بودهاند ، به تدريج خصلت آنها ضعيف هم شده است و ملت از يك نيمهء تمدن و فرهنگى كه مىتوانست حاصل كند محروم مانده است . ترقّى در مدارج نشوونماى يك ملت منوط به اين است كه مردان و زنان ، به اشتراك و تساوى ، هم مسؤول امور باشند و هم از حقوق و امتيازات و مجالهايى كه براى اهل مملكت فراهم است ، برخوردار شوند ، يعنى در ميزان تربيت متساوى باشند ؛ و در احساس مسؤوليت و مكلّف بودن متساوى باشند ، و از حيث مقام و درجهء نفوذ و دخالت در جريان امور متساوى باشند . چون در ايران اين تساوى كامل بين زن و مرد برقرار نبوده است و زن جزء اثاث البيت و مايملك مردان و وسيلهء خوشگذرانى ايشان محسوب مىشده است و هر كارى كه انجام گرفته است ، به دست مردان انجام گرفته است و بس ، مىتوان گفت كه لااقل به يك نصف اهل مملكت مجال اين داده نشده است كه در نشوونما و تكامل ملت دستى داشته باشند . حالا بعد از دوازده سال كه در خط جبران مافات افتادهايم ، جمعى مىخواهند كه آن نقض و ننگ قديم را تجديد كنند و عودت دهند ! بعد از دوازده سال كه دختران شما در اطاق مدرسه با لباس راحت و صورت تازه و دل خوش مىنشستند و درس مىخواندند ، حالا مىخواهند دوباره آنها را معذّب و ناراحت كنند و آزادى و امن و امان زنان را از ميان ببرند . سى ، چهل سال پيش را به خاطر بياوريد : در ايران حال زنان مسلمان از حال زنان زرتشتى و يهودى و ارمنى بدتر بود ، و مقام زنان شهرى از زنان ايل و ده پستتر بود . يهوديان و زرتشيان و ارمنيان و ساير عيسويان ، هيچ يك به تعدّد زوجات معتقد نيستند ، در ميان ايلات و عشاير تعدّد زوجات وجود ندارد ، اهل ده و مردمان فقير شهرها بسيار به ندرت بيش از يك زن مىگيرند . در ميان ايلات ما ، پوشيدن روى زنان هرگز مرسوم نبوده است و زنان با مردان همكارى مىكنند و در امور قبيله شركت دارند و به اين جهت هم مردان خوشوقتترند و هم زنان محترمتر . اما طبقهء حاكمه و علماى دين و صاحبان ثروت كه بيشترشان از اجراى غالب دستورها و اطاعت اكثر اوامر قرآن سرباز مىزنند ، از اين يك رخصت اسلام كه چند زن گرفتن باشد حتى الامكان استفاده كردهاند . از اين گذشته ، هر مرد شيعهاى مىتوانست هر زنى را به مدت يك ساعت يا يك روز يا يك ماه يا يك سال تا نود و نه سال صيغه كند و هر ساعت كه بخواهد صيغهء او را پس بخواند ، بىآنكه مجبور باشد يك شاهى به عنوان مهريه يا نفقه و كسوه به او بپردازد . زن را در اندرون حبس مىكردند و براى او گردش رفتن و ورزش كردن را عيب مىدانستند و ارزشى به جهت او قائل نبودند جز اينكه به مردان لذّت بدهد ، و خيال مىكردند كه زن هرگاه در چادر و در خانه محبوس باشد لذّت بردن از او منحصر به شوهر او خواهد ماند و ( به اصطلاح اين زمان ) بيوفايى